حصار طارم سفلي - قزوين

متن مرتبط با «ناگهان چه زود دیر شد» در سایت حصار طارم سفلي - قزوين نوشته شده است

آنچه باید درباره معدن مس حصار بدانید

  • نیلوبلاگ

    موضوع «معدن مس حصار» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. با سلام طي سنوات گذشته پيرامون معدن متروكه مس در منطقه دربند حصار توضيح داده شده است لكن در سال جاري يك بهره بردار جديد اقدام به اخذ مجوز نمود و در بدو امر جاده قديمي را بازسازي نمود بطوري كه تردد انواع وسيله نقليه تا د...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره سلامي دوباره بدانید

  • نیلوبلاگ

    موضوع «سلامي دوباره» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. با سلام خدمت ياران قديمي  وبلاگ حصار  statistics B L O G F A . C O M ...

    ادامه مطلب
  • سخني با بخشدار جديد

  • نیلوبلاگ

    جناب آقاي حسني بخشدار محترم طارم سفلي سلام و عرض تبريك براي قبول چنين مسئوليت بزرگ و خطيري اينك كه فرزندي از منطقه چوقور به اين سمت مهم گمارده شده است دلخوشيم و دل نگران دل خوش از آنيم كه شما درد ...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته استاد منوچهر كلهر از خاطرات تدريس در مدرسه روستاي حصار سال 1360

  • نیلوبلاگ

    یادگار(استاد منوچهر كلهر از مفاخر طارم سفلي) چه ذوق و شوقی داشتم، وقتی وارد اطاق انتهای راه روی طبقه پایین ساختمان آموزش و پرورش شدم، آقای سیاه چرده که موهای سیاه غلیظش را به سمت راست سرش خوابانده بود، با ته ریش اندکش سر به زونکن نشسته بود. جواب سلامم را داد. بلافاصله پرسید چکار دارید؟. گفتم: برای گرفتن ابلاغ آمدم. اطاق 3در4 را ورانداز کردم، دو تا کمد فلزی نقره ای، پنج تا صندلی فلزی معمولی با روکش چرم مشکی نا مرغوب و تنها میزی فلزی که آقا نشسته بود وسایل نمایندگی آن بخش بود. بقيه در ادامه مطلب ..........

    ادامه مطلب
  • چهل روز گذشت

  • نیلوبلاگ

    ســـن یاریمین قاصدی سـن ایلش ســنه چــــای دئمیشم خـــیالینی گــــوندریب دیــــر بسکی من آخ ، وای دئمیشم آخ گئجه لَـــر یاتمـــــامیشام مــن سنه لای ، لای دئمیشم ســـن یاتالــی ، مـن گوزومه اولـــدوزلاری ســـای دئمیشم هــر کـــس سنه اولدوز دییه اوزوم ســــــــــنه آی دئمیشم سننن ســـورا ، حــــیاته من شـیرین دئسه ، زای دئمیشم هــر گوزلدن بیــر گـــول آلیب ســن گـــوزه له پای دئمیشم سنین گـــون تــک باتماغیوی آی بـــاتـــانـــا تــــای دئمیشم اینــدی یــایــا قــــیش دئییرم ســـابق قیشا ، یای دئمیشم گــاه ت...

    ادامه مطلب
  • ناگهان دير شد

  • نیلوبلاگ

    بدرود شيرزن لحظه هاي زعفراني منبدرود اي شكوه معرفت و مهرباني امبدرود اي صداي محبت نسيم صبربدرود اي شكسته زايام سخت وسردآري عمه مهربانم رخت از اين ديار بر بست و به سراي باقي شتافتاين ضايعه را به فرزندانش و به پدر بزرگوارم تسليت مي گويمعاقبت منزل ما وادي خاموشان استروحش شاد ...

    ادامه مطلب
  • تصاوير مربوط به روز 13 بدر مي باشد