حصار طارم سفلي - قزوين

متن مرتبط با «دلنوشته ها» در سایت حصار طارم سفلي - قزوين نوشته شده است

گزارشی از دلنوشته هاي تلخ و شيرين

  • نیلوبلاگ

    در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «دلنوشته هاي تلخ و شيرين» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. معلم هر روز درس که می داد می گفت شب یکبار از روی درس بنویسد، مشق شب را بايد شب نوشت اما براي كسي كه از كلاس بيرون مي آمد بايد يا گوسفندان را براي چرا بيرون مي برد و يا علف ها را خرد مي كرد ديگر شبي در كار نبود ك...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته هاي تلخ و شيرين

  • نیلوبلاگ

    مشق های که از نوشتنش نفرت داشتممعلم هر روز درس که می داد می گفت شب یکبار از روی درس بنویسد، مشق شب را بايد شب نوشت اما براي كسي كه از كلاس بيرون مي آمد بايد يا گوسفندان را براي چرا بيرون مي برد و يا ع...

    ادامه مطلب
  • دل نوشته اي براي بهار

  • نیلوبلاگ

    سال 95 با همه تلخي و شيريني خود گذشت و عده اي از ماها يك سال جوانتر شديم و عده ديگرمون يك سال پير تر و اين قانون تغيير ناپذير زندگي است . در سالي كه گذشت همه ما تجارب زيادي را پشت سر گذاشتيم با شيريني هايش خنديديم و با تلخي هايش گريستيم و اين قصه كماكان در گذر است . يادمان باشد كه بهار فصل رويش است فصل نو شدن فصل قد كشيدن و بزرگ شدن فصل گل دادن براي به بار نشستن براي آينده پيش روست .بهار فص...

    ادامه مطلب
  • دل نوشته اي براي بهار

  • نیلوبلاگ

    سال 95 با همه تلخي و شيريني خود گذشت و عده اي از ماها يك سال جوانتر شديم و عده ديگرمون يك سال پير تر و اين قانون تغيير ناپذير زندگي است . در سالي كه گذشت همه ما تجارب زيادي را پشت سر گذاشتيم با شيريني هايش خنديديم و با تلخي هايش گريستيم و اين قصه كماكان در گذر است .يادمان باشد كه بهار فصل رويش است ...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته استاد منوچهر كلهر از خاطرات تدريس در مدرسه روستاي حصار سال 1360

  • نیلوبلاگ

    یادگار(استاد منوچهر كلهر از مفاخر طارم سفلي) چه ذوق و شوقی داشتم، وقتی وارد اطاق انتهای راه روی طبقه پایین ساختمان آموزش و پرورش شدم، آقای سیاه چرده که موهای سیاه غلیظش را به سمت راست سرش خوابانده بود، با ته ریش اندکش سر به زونکن نشسته بود. جواب سلامم را داد. بلافاصله پرسید چکار دارید؟. گفتم: برای گرفتن ابلاغ آمدم. اطاق 3در4 را ورانداز کردم، دو تا کمد فلزی نقره ای، پنج تا صندلی فلزی معمولی با روکش چرم مشکی نا مرغوب و تنها میزی فلزی که آقا نشسته بود وسایل نمایندگی آن بخش بود. بقيه در ادامه مطلب ..........

    ادامه مطلب
  • ناگهان دير شد

  • نیلوبلاگ

    بدرود شيرزن لحظه هاي زعفراني منبدرود اي شكوه معرفت و مهرباني امبدرود اي صداي محبت نسيم صبربدرود اي شكسته زايام سخت وسردآري عمه مهربانم رخت از اين ديار بر بست و به سراي باقي شتافتاين ضايعه را به فرزندانش و به پدر بزرگوارم تسليت مي گويمعاقبت منزل ما وادي خاموشان استروحش شاد ...

    ادامه مطلب
  • نامگذاري خيابانها و معابر حصار

  • نیلوبلاگ

    به همت شورا و دهياري روستاي حصار بعد از اتمام عملياتتعريض و جدول گذاري معابر روستا كار نامگذارينيز انجام گرديدتقدير و تشكر مي كنيم از زحمت كشان روستا كه با اقدامات خود حصار را در مسيرآباداني قرار داده اند . ...

    ادامه مطلب