
در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «دلنوشته هاي تلخ و شيرين» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. معلم هر روز درس که می داد می گفت شب یکبار از روی درس بنویسد، مشق شب را بايد شب نوشت اما براي كسي كه از كلاس بيرون مي آمد بايد يا گوسفندان را براي چرا بيرون مي برد و يا علف ها را خرد مي كرد ديگر شبي در كار نبود ك...
ادامه مطلب
مشق های که از نوشتنش نفرت داشتممعلم هر روز درس که می داد می گفت شب یکبار از روی درس بنویسد، مشق شب را بايد شب نوشت اما براي كسي كه از كلاس بيرون مي آمد بايد يا گوسفندان را براي چرا بيرون مي برد و يا ع...
ادامه مطلب
یادگار(استاد منوچهر كلهر از مفاخر طارم سفلي) چه ذوق و شوقی داشتم، وقتی وارد اطاق انتهای راه روی طبقه پایین ساختمان آموزش و پرورش شدم، آقای سیاه چرده که موهای سیاه غلیظش را به سمت راست سرش خوابانده بود، با ته ریش اندکش سر به زونکن نشسته بود. جواب سلامم را داد. بلافاصله پرسید چکار دارید؟. گفتم: برای گرفتن ابلاغ آمدم. اطاق 3در4 را ورانداز کردم، دو تا کمد فلزی نقره ای، پنج تا صندلی فلزی معمولی با روکش چرم مشکی نا مرغوب و تنها میزی فلزی که آقا نشسته بود وسایل نمایندگی آن بخش بود. بقيه در ادامه مطلب ..........
ادامه مطلب