غروب، زمزمه ای با ترانه های قدیمی
غمی به وسعت ایوان خانه های قدیمی
سکوت ساده ی عکسی شکسته میکِشد آرام
مرا به گوشه ای از عاشقانه های قدیمی
صدای گرم بنان، یا کریم های جوان را
نشانده ست در آغوش لانه های قدیمی
هوای چادر مادربزرگ و جای تو خالی
که باز گریه کنم با بهانه های قدیمی
مگر به یاد تو امشب غبار آینه ام را
به بادها بسپارند شانه های قدیمی
هوای تلخ اتاق و غمی که می وزد از دور
و عشق تازه تری با ترانه های قدیمی
برچسب:
نویسنده: محمد عباسی